ديشب تا دير وقت با آني حرف مي زدم با همسرش دعواش شده و قهره خيلي نگرانشم ...خدايا كمكش كن و بهش صبر بده......
ديروز بعد از ۲ هفته رفتم خونه ني ني جونم ....خيلي جالب بود ...مادر شوهر گرامي سرما خورده بود و اينقدر صداش گرفته بود كه نمي تونست حرف بزنه...وقتي باهاش حرف مي زدم همش تو اين فكر بودم كه امروزچقدر خوشگل شده!!!!!!!!.........
فكر كنم ديگه هيچ وقت اين ريوزو ( ماشينمونو مي گم) ديگه تحويل نمي گيريم از روز تحويلش كه ۳۰ روزه بوده ۲۰ روز گذشته...اما خبري از ريوزو نيست كه نيست ....موقع ثبت نام گفتن اگه تاخير داشته باشه خسارت ميديم ني ني نشست حساب كرد ديد تقريبا روزي ۱۰ هزار تومن مي شه و خوشحال شد گفت خدا كنه تا ۶ ماه ندن......اما الان ديگه فكر كنم واقعا مي خوان ۶ ماه ديگه بدن...........
صبح كه داشتم مي اومدم سر كار راديو داشت حرف مي زد گوش نمي كردم اما يكهو يك جمله واسم جلب توجه كرد گفت امسال بايد جشن سيمين سال پيروزي انقلاب اسلامي رو هر چه با شكوه تر برگزار كنيم منم بهمن ۵۷ هستم پس منم ۳۰ ساله مي شم واي خدايا من از اين عدد خوشم نمي آد...خيلي بزرگه....نه كه فكر كنيد اعتماد به نفس ندارم يا احساس پيري مي كنمااااا...نه ...اما يك آدم ۳۰ ساله خيلي بزرگه....اما من هنوز خيلي كوچيكم....يعني من مي شم زن ۳۰ ساله....قبلا يك رمان به اين اسم بود......تو تاكسي فكر مي كردم واي ۳۰ ساله شدم ....خوب شد ۳۰ سالم نشده بود با ني ني نامزد كردم و گرنه منم الان ترشيده مي شدم...ياد وبلاگ دختر ترشيده افتادم....راست مي گه...خيلي كلمه زشتيه ....اما اگه نامزد هم نمي كردم اما احساس ترشيدگي نداشتم......آخر هفلته عروسي دختر خالمه.....متولد ۶۲ و من ۵۷ ...اصلا دلم نمي خواد برم و فواميل محترم رو ببينم چون از نظر اونا تمام دخترهاي فاميل ازدواج كردن رفتن خونه خودشون و خوشبخت شدن فقط من هنوز بدبختم كه ازدواج نكردم اين كه آخرين دختر خوشبخت فاميله...............................
به نظر شما چي؟؟؟؟واقعا آدم با ازدواج خوشبخت مي شه ؟؟؟؟؟يعني هر كي ازدواج نكنه بدبخته؟؟؟
من دوران مجردي خيلي خوبي داشتم اينقدر گشتم و گرديدم و مهموني رفتم ...مهموني گرفتم ...پسر بازي كردم.....مسافرت رفتم .....هيچ وقت احساس بدبختي نكردم....حالا هم كه دارم ازدواج مي كنم چون عاشق شدم.......و البته ناگفته نمونه حرف اطرافيان هم بي تاثير نيست......يكبار توي اينترنت خوندم توي سوئد يك نوع ازدواجي مد شده كه هر كدوم از دو طرف توي يك خونه مجزا زندگي مي كنند و هر وقت دلشون خواست با هم هستن البته اين جدا بودن خونه ها وفاداري اونا رو خراب نمي كنه و توجيحي واسه خيانت نيست فقط يك نوع حفظ حريم شخصي و حفظ استقلاله.........به نظر من خيلي خوبه.......با يكي از اين آدما مصاحبه كرده بود آقاهه مي گفت مثلا من دوست دارم با دوستام مسابقات فوتبالو تماشا كنم ميام خونه خودم و دوستامو دعوت مي كنم و همسرم مي تونه ت خونه خودش با آرامش به كارهاش برسه يا حتي گاهي پيش مياد كه آدم دلش مي خواد تنها باشه.....
به نظر من كه خوبه.......هيچ وقت تكراري نمي شه ...هيچ وقت زندگي مشتركت دچار روزمرگي نمي شه........اينو واسه ني ني تعريف كردم اصلا خوشش نيومد و تازه دعوام هم كرد.....منم مخالفتشو گذاشتم به حساب تعصبات مرد ايراني.......
كساني كه مي آييد اينجا رو مي خونيد حتما كامنت بزارين و بگيد موافقيد يا مخالف خيلي واسم مهمه بدونم ...خواهر بزرگم خيلي مخالفله اما شوهرش با من هم عقيده است برعكس من و ني ني هستن..........كامنت بزارين و نظرتونو بگيد
